الملا فتح الله الكاشاني

468

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

منم خداى غالب بر همه * ( الْحَكِيمُ ) * حكم كننده بصواب و ميتواند بود كه ضمير انه راجع بمتكلم باشد و خبر آن انا و اللَّه بيان آن يعنى آن سخن كننده منم كه خداوندم و بنا بر آنكه ضمير شان باشد انا اللَّه جملهء مفسره آنست و ايثار اين دو صفت بذكر به جهت آنست كه تا ممهد آن چيزى باشد كه ظاهر گرداند بر دست موسى كه آن قلب عصا است بحيه و يد بيضا پس معنى مراد آنست كه من توانا و قادرم بر هر چه از اوهام دور باشد مانند قلب عصا بحيه و كنندهء هر چيزىام كه فعل آن بر وجه حكمت است و تدبير باشد و قوله * ( وَأَلْقِ عَصاكَ ) * عطفست بر بورك و كريمهء و ان الق عصاك بعد قوله ان يا موسى انى انا اللَّه كه بتكرير آنست دلالت مىكند بر معطوفية و الق عصاك بر بورك كقولك كتبت اليك ان حج و ان اعتمر يعنى ندا كرده شد به آنكه با بركت است هر كه در بقعهء آتش و حوالى آنست و به آنكه بيفكن عصاى خود را موسى كه اين ندا شنيد عصا بيفكند فى الفور مار شد آغاز رفتن نمود * ( فَلَمَّا رَآها ) * پس چون ديد موسى عصا را كه * ( تَهْتَزُّ ) * حركت مىكند باضطراب شديد و هر طرف ميرفت * ( كَأَنَّها جَانٌّ ) * گوئيا ماريست باريك و تيزرو و در تفسير ابو الليث آورده كه در وادى مقدس جان بوده و در نزد فرعون ثعبان شده و در اول حال چون مار خورد ميبوده و در آخر اژدها ميشد و يا در شدت حركت و تندروى و حركات سريعه مانند جان بوده و در جثه همچون ثعبان و حكمت در آنكه آن را مار گردانيد آن بود كه تا دليلى باشد موسى را بر آنكه اينكلام كه ميشنود كلام خدائيست كه قادر است بر آنكه چوبى را مارى گرداند نه كلام شياطين و غير ايشان و يا آنكه مستانس شود بدان كه تا چون نزد فرعون آيد و اينحالها مشاهده كند از آن خايف نشود و بر هر وجه چون موسى آن صورت را بديد * ( وَلَّى ) * روى برگردانيد * ( مُدْبِراً ) * در حالتى كه پشت كننده و گريزان بود از خوف آن * ( وَلَمْ يُعَقِّبْ ) * و بازنگشت بر عقب خود و باز نيامد يق عقب المقاتل اذاكر بعد الفر و بعضى تفسيرا آن به لم يلتفت كرده‌اند يعنى به جهت ترس روى به آن نكرد و نگاه به آن نكرده و ترغيب و تخويف وى به آن به جهت آن بود كه تا بداند كه اين امريست مراد به يعنى ارادهء الهى چنانست كه تا مردمان از آن خايف شوند و يدل عليه قوله * ( يا مُوسى لا تَخَفْ ) * يعنى حقتعالى جهت تسكين و تطمين وى به او ندا كرد كه اى موسى مترس از غير من به جهت وثوق تام تو بر من و يا مطلقا خوف به خود راه مده لقوله * ( إِنِّي لا يَخافُ ) * بدرستى كه منم كه نترسند * ( لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ) * نزديك من فرستاده شدگان هنگامى كه وحى بايشان نازل شود به جهت فرط استغراق و يا آنكه ايشان را به جهت آنكه